فعل
اعتراض کردن، ایراد گرفتن، شکایت کردن
معانی و تعاریف beanstanden:
- به طور رسمی به چیزی اعتراض کردن یا ایراد گرفتن، معمولاً به دلیل نقص یا عدم انطباق.
جملات نمونه برای beanstanden:
Diese Baumängel müssen ''beanstandet'' werden.
این نواقص ساختمانی باید مورد اعتراض قرار گیرند.
An Ihrer Vorgehensweise habe ich überhaupt nichts zu ''beanstanden,'' aber an Ihrem Ton!
من به شیوه کار شما هیچ ایرادی ندارم، اما به لحن شما!
Ein Beitrag von mir im Energieforum wurde ''beanstandet.''
یکی از پستهای من در انجمن انرژی مورد اعتراض قرار گرفت.