beantragen
درخواست کردن، تقاضا کردن (رسمی و اداری)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) beantragen
برای مدارک، ویزا، وام، مرخصی یا حقوق کتباً و رسماً به اداری یا مرجعی درخواست دادن
- Ich muss morgen ein neues Visum bei der Botschaft beantragen.من باید فردا برای ویزای جدید در سفارت درخواست بدهم.
- Haben Sie bereits die finanzielle Unterstützung beantragt?آیا شما قبلاً برای حمایت مالی درخواست دادهاید؟