beaufschlagen
اعمال کردن، وارد کردن (نیرو، فشار)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden/etwas mit etwas)
هزینه، مالیات یا بار مالی را به کسی یا چیزی تحمیل کردن.
- Die Bank beaufschlagt den Kunden mit einer Gebühr für die Transaktion.بانک برای این تراکنش هزینهای را به مشتری تحمیل میکند.
- Jeder Import wird mit einem Zoll beaufschlagt.هر وارداتی مشمول عوارض گمرکی میشود.
2
Akkusativ (etwas mit etwas)
نیرو، فشار یا بار مکانیکی را به چیزی اعمال کردن.
- Der Wind beaufschlagt die Segel mit großer Kraft.باد با نیروی زیادی به بادبانها فشار وارد میکند.
- Die Turbine wird mit Dampf beaufschlagt, um Strom zu erzeugen.توربین با بخار تغذیه میشود تا برق تولید کند.