beaugapfeln
با کنجکاوی (و اغلب با دید انتقادی) نگاه کردن، وارسی کردن
Beispiele
- Herr Poxleitner sass schweigend in seinem Lieblingssessel und ''beaugapfelte'' einen nach dem andern von uns.آقای پاکسلیتِر بیصدا روی صندلی مورد علاقهاش نشست و تک تک ما را وارسی میکرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را با دقت و کنجکاوی زیاد نگاه کردن (بسیار عامیانه و غیررسمی، گاهی با لحن شوخی)
- Die Kinder beaugapfelten die Süßigkeiten im Schaufenster.بچهها با دقت به شیرینیهای ویترین خیره شدند.
- Er beaugapfelte das neue Gadget mit leuchtenden Augen.او با چشمان درخشان به گجت جدید خیره شد.