bebaken
علامتگذاری کردن با شناور یا فانوس دریایی
Beispiele
- Das Schiff fährt hinaus, um die Untiefen vor dem Hafen zu ''bebaken.کشتی برای علامتگذاری آبهای کمعمق جلوی بندر حرکت میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک مسیر یا منطقه را با بیکنها (علامتهای ناوبری) نشانهگذاری کردن.
- Die Fahrrinne wurde sorgfältig bebakt, um Schiffen die Navigation zu erleichtern.مسیر کشتیرانی با دقت بیکنگذاری شد تا ناوبری برای کشتیها آسانتر شود.
- Gefährliche Untiefen müssen bebakt werden, um Kollisionen zu vermeiden.آبهای کمعمق خطرناک باید بیکنگذاری شوند تا از برخورد جلوگیری شود.