zurückbeben

Aussprache: /t͡suˈrʏkˌbeːbn̩/
Worttrennung: zu·rück·be·ben
فعل

عقب لرزیدن، لرزیدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با لرزش به عقب حرکت کردن یا واکنش نشان دادن، معمولاً در مورد زمین، ساختمان یا بدن در اثر تکان یا ضربه.

  • Nach dem Erdbeben bebte die Erde kurz zurück.پس از زلزله، زمین برای لحظه‌ای به عقب لرزید.
  • Das alte Haus bebte bei jedem starken Windstoß zurück.خانه قدیمی با هر باد شدید به عقب می‌لرزید.