becherförmig

Aussprache: /ˈbɛçɐˌfœrmɪç/
Worttrennung: be·cher·för·mig
صفت

فنجانی شکل، جام‌مانند

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به فنجان یا جام، معمولاً با دهانه باز و بدنه گود.

  • Die Blüte der Tulpe ist becherförmig.گل لاله شکلی فنجانی دارد.
  • Er trank aus einem becherförmigen Gefäß.او از یک ظرف فنجانی شکل نوشید.
  • Die Zelle hatte eine becherförmige Struktur.سلول ساختاری فنجانی شکل داشت.