bedächtig
متفکرانه، سنجیده، با تأمل، آهسته
Bedeutungen
1
با دقت، تأمل و سنجیدگی زیاد؛ آهسته و متفکرانه.
- Er antwortete bedächtig auf die schwierige Frage.او با تأمل به سؤال دشوار پاسخ داد.
- Sie ging bedächtig vor, um keinen Fehler zu machen.او با دقت پیش رفت تا اشتباهی نکند.
- Der alte Mann sprach mit bedächtiger Stimme.پیرمرد با صدایی آهسته و سنجیده صحبت کرد.