vorausbedenken
از پیش سنجیدن، خطرات را پیشبینی کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) vorausbedenken
عواقب و ریسکهای پیشرو را قبل از تصمیمگیری ارزیابی و لحاظ کردن.
- Wir müssen alle möglichen Risiken vorausbedenken.ما باید تمام خطرات احتمالی را از پیش بسنجیم.
- Hat er die finanziellen Folgen dieser Investition vorausbedacht?آیا او عواقب مالی این سرمایهگذاری را از پیش سنجیده بود؟