bedonnern

Aussprache: /bəˈdɔnɐn/
Wortzerlegung: be·don·nern
فعل

به توپ بستن، گلوله‌باران کردن، حیرت‌زده کردن

Beispiele

  • Dieser Argwohn verursachte, daß sie in einem Nu stillstanden und sich damit begnügten, den Posten Olberdorf mit Kanonen zu ''bedonnern.این سوءظن باعث شد که آن‌ها در یک لحظه بایستند و به این بسنده کنند که پست اولبردورف را با توپ «گلوله‌باران» کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(بسیار نادر، شاعرانه یا قدیمی) با رعد و برق یا صدای بلند و کوبنده بر چیزی اثر گذاشتن، چیزی را با صدای مهیب پر کردن

  • Der Himmel bedonnert die Erde mit Blitz und Donner.آسمان زمین را با رعد و برق می‌کوبد.
  • Die Kanonen bedonnerten die Festung.توپ‌ها قلعه را با صدای مهیب می‌کوبیدند.