bedrängen

Aussprache: /bəˈdʁɛŋən/
Worttrennung: be·drän·gen
فعل

تحت فشار قرار دادن، آزار دادن، محاصره کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas bedrängen)

کسی را با خواسته‌ها، سوالات یا نزدیکی فیزیکی تحت فشار قرار دادن یا آزار دادن؛ مزاحم شدن.

  • Die Journalisten bedrängten den Schauspieler nach der Premiere.روزنامه‌نگاران پس از نمایش اول، بازیگر را تحت فشار قرار دادند.
  • Er bedrängte sie mit seinen Fragen.او با سوالاتش او را تحت فشار قرار داد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas bedrängen)

یک شخص یا گروه را از نظر نظامی یا استراتژیک در موقعیت دشواری قرار دادن تا آنها را مجبور به تسلیم کند؛ محاصره کردن.

  • Die feindlichen Truppen bedrängten die Stadt von allen Seiten.نیروهای دشمن شهر را از همه طرف تحت فشار قرار دادند (محاصره کردند).
  • Die gegnerische Mannschaft bedrängte unser Tor in der zweiten Halbzeit.تیم حریف در نیمه دوم دروازه ما را تحت فشار قرار داد.