bedrängen
تحت فشار قرار دادن، آزار دادن، محاصره کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas bedrängen)
کسی را با خواستهها، سوالات یا نزدیکی فیزیکی تحت فشار قرار دادن یا آزار دادن؛ مزاحم شدن.
- Die Journalisten bedrängten den Schauspieler nach der Premiere.روزنامهنگاران پس از نمایش اول، بازیگر را تحت فشار قرار دادند.
- Er bedrängte sie mit seinen Fragen.او با سوالاتش او را تحت فشار قرار داد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas bedrängen)
یک شخص یا گروه را از نظر نظامی یا استراتژیک در موقعیت دشواری قرار دادن تا آنها را مجبور به تسلیم کند؛ محاصره کردن.
- Die feindlichen Truppen bedrängten die Stadt von allen Seiten.نیروهای دشمن شهر را از همه طرف تحت فشار قرار دادند (محاصره کردند).
- Die gegnerische Mannschaft bedrängte unser Tor in der zweiten Halbzeit.تیم حریف در نیمه دوم دروازه ما را تحت فشار قرار داد.