bedröhnen

Aussprache: /bəˈdʁøːnən/
Worttrennung: be·dröh·nen
فعل

تحت تاثیر قرار دادن (حواس) با صداهای بلند یا مواد مخدر، گیج کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas bedröhnen)

کسی را با صدای بلند، مواد مخدر یا الکل گیج، منگ، بی‌حس یا تحت تأثیر قرار دادن.

  • Die laute Musik bedröhnte seine Sinne.موسیقی بلند حواس او را گیج کرده بود.
  • Die Medikamente bedröhnten ihn, sodass er kaum noch sprechen konnte.داروها او را چنان گیج کرده بودند که به سختی می‌توانست صحبت کند.