فعل
به پایان رساندن، خاتمه دادن
معانی و تعاریف beendigen:
- کاری را به پایان رساندن یا متوقف کردن.
جملات نمونه برای beendigen:
„Die Ausgrabungen währten im Jahre 1884 und 1885, in welch letzterm Dörpfeld allein im Auftrage Schliemann's die Arbeiten ''beendigte.''“
«کاوشها در سالهای ۱۸۸۴ و ۱۸۸۵ به طول انجامید و در سال دوم دورفلد به تنهایی به دستور شلیمان کارها را به پایان رساند.»
Er beendigte seine Arbeit pünktlich.
او کارش را به موقع تمام کرد.
Die Verhandlungen wurden erfolgreich beendigt.
مذاکرات با موفقیت به پایان رسید.