abbeeren

Aussprache: /ˈapˌbeːʁən/
Wortzerlegung: ab·bee·ren
فعل

دانه کردن انگور یا میوه‌ها، جدا کردن حبه‌ها از ساقه

Beispiele

  • Den halben Tag ''beerten'' wir Johannisbeeren ''ab'', bis wir genügend für den Saft zusammen hatten.نصف روز انگور فرنگی را دانه می‌کردیم تا اینکه به اندازه کافی برای آب‌میوه جمع کردیم.
  • Viele Weißweinkellereien ''beeren'' nicht ''ab,'' wenn sie Sorten mit gut verholzenden Stielen wie z. B. den Riesling verarbeiten.nach:بسیاری از کارخانه‌های شراب‌سازی سفید، هنگام فرآوری ارقام با ساقه‌های چوبی‌شده خوب مانند ریسلینگ، حبه‌ها را جدا نمی‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

توت‌ها یا حبه‌های میوه را از ساقه یا خوشه جدا کردن

  • Sie musste die Johannisbeeren vor dem Verarbeiten abbeeren.او مجبور بود توت‌های قرمز را قبل از فرآوری حبه کند.
  • Die Trauben werden von Hand abgebeert.انگورها با دست حبه می‌شوند.