befähigen

Aussprache: /bəˈfɛːɪɡn̩/
Worttrennung: be·fä·hi·gen
فعل

توانمند ساختن، قادر ساختن

Beispiele

  • Wir ''befähigen'' unsere Studenten, sich am Markt durchsetzen zu können.ما دانشجویان خود را توانمند می‌سازیم تا بتوانند در بازار موفق شوند.
  • Das Studium ''befähigt'' sie zum Lehrberuf.این تحصیلات او را برای شغل معلمی قادر می‌سازد.

Bedeutungen

1 Akkusativ + zu + Dativ

قادر ساختن، توانمند کردن (کسی را به کاری)

  • Die Ausbildung befähigt ihn zu dieser Aufgabe.این آموزش او را برای این وظیفه توانمند می‌سازد.
  • Ihre Erfahrungen befähigen sie, die Leitung zu übernehmen.تجربیات او او را قادر می‌سازد تا مدیریت را بر عهده بگیرد.