befähigen
توانمند ساختن، قادر ساختن
Beispiele
- Wir ''befähigen'' unsere Studenten, sich am Markt durchsetzen zu können.ما دانشجویان خود را توانمند میسازیم تا بتوانند در بازار موفق شوند.
- Das Studium ''befähigt'' sie zum Lehrberuf.این تحصیلات او را برای شغل معلمی قادر میسازد.
Bedeutungen
1
Akkusativ + zu + Dativ
قادر ساختن، توانمند کردن (کسی را به کاری)
- Die Ausbildung befähigt ihn zu dieser Aufgabe.این آموزش او را برای این وظیفه توانمند میسازد.
- Ihre Erfahrungen befähigen sie, die Leitung zu übernehmen.تجربیات او او را قادر میسازد تا مدیریت را بر عهده بگیرد.