befähigt

Aussprache: /bəˈfɛːɪçt/
Worttrennung: be·fä·higt
صفت

توانمند، باصلاحیت، واجد شرایط، شایسته

Bedeutungen

1

دارای توانایی، مهارت یا صلاحیت لازم برای انجام کاری؛ شایسته و قادر.

  • Er ist gut ausgebildet und für die Aufgabe befähigt.او آموزش خوبی دیده و برای این وظیفه توانمند است.
  • Nur wer die Prüfung besteht, ist dazu befähigt, das Zertifikat zu erhalten.تنها کسی که در آزمون قبول شود، واجد شرایط دریافت گواهینامه است.
  • Sie fühlt sich durch die Schulung nun besser befähigt.او اکنون با آموزش احساس توانمندی بیشتری می‌کند.