befähigen
توانمند ساختن، قادر ساختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden) + zu + Dativ (zu etwas)
قادر ساختن، توانمند کردن (کسی را به انجام کاری یا داشتن چیزی).
- Die Ausbildung befähigt die Absolventen zu verantwortungsvollen Tätigkeiten.این آموزش فارغالتحصیلان را برای فعالیتهای مسئولانه توانمند میسازد.
- Gute Lehrer befähigen ihre Schüler, kritisch zu denken.معلمان خوب دانشآموزان خود را قادر میسازند که انتقادی فکر کنند.