befallen
مبتلا کردن، فرا گرفتن، هجوم آوردن آفت
Bedeutungen
1
Akkusativ
بیماری، خستگی یا ترسی کسی را فرا گرفتن
- Eine schwere Krankheit befiel die ganze Familie.یک بیماری سخت تمام خانواده را فرا گرفت.
- Plötzlich befiel ihn eine große Müdigkeit.ناگهان خستگی شدیدی او را فرا گرفت.
2
Akkusativ
مورد هجوم آفت، قارچ یا انگل قرار گرفتن
- Die Rosen wurden von Blattläusen befallen.گلهای رز مورد حمله شتهها قرار گرفتند.
- Der Baum ist von einem Pilz befallen.درخت به قارچ مبتلا شده است.