befühlen
لمس کردن، دست کشیدن (برای بررسی)
Bedeutungen
1
etwas/jemanden (Akkusativ) befühlen
چیزی را با دست مکرراً لمس کردن تا کیفیت، دما یا ویژگیهای آن بررسی شود
- Er befühlte den Stoff, um seine Qualität zu prüfen.او پارچه را لمس کرد تا کیفیت آن را بررسی کند.
- Der Arzt befühlte den Bauch des Patienten.پزشک شکم بیمار را معاینه (لمس) کرد.