befürchtet
مورد بیم، مورد نگرانی، پیشبینی شده (با بار منفی)
Beispiele
- Der ''befürchtete'' Wetterumschwung trat nicht ein.تغییر آب و هوایی مورد بیم رخ نداد.
- Das Bundeskartellamt untersagt den Verkauf der TV-Kabelnetze der Deutschen Telekom an den US-Konzern Liberty Media wegen ''befürchteter'' Nachteile für den Verbraucher.اداره فدرال کارتل فروش شبکههای تلویزیونی کابلی دویچه تلکوم به کنسرن آمریکایی لیبرتی مدیا را به دلیل زیانهای مورد بیم برای مصرفکننده ممنوع میکند.