befahren
تردد کردن در (جاده/آبراهه)، طی کردن با وسیله نقلیه؛ بازرسی کردن (معدن/تونل)
Beispiele
- Schiffe ''befahren'' den Rhein.کشتیها در رودخانه راین تردد میکنند.
- Diese Straße wird täglich von tausenden Autos ''befahren''.این خیابان روزانه توسط هزاران خودرو طی میشود.
- Der Ingenieur ''befuhr'' die unterirdischen Stollen des Bergwerks.مهندس معدن از تونلهای زیرزمینی بازدید و بازرسی کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas befahren)
در یک مسیر، جاده، آبراهه یا خیابان با وسیله نقلیه (خودرو، کشتی، قطار) حرکت یا تردد کردن.
- Schiffe befahren den Rhein.کشتیها در رودخانه راین تردد میکنند.
- Man darf diese Fußgängerzone nicht mit dem Auto befahren.ورود و تردد با خودرو در این پیادهراه مجاز نیست.
2
Akkusativ (ein Bergwerk / einen Stollen befahren)
(تخصصی / معدنکاری) وارد معدن یا تونل زیرزمینی شدن به منظور ایمنی، بازرسی و بازدید کارشناسی.
- Der Ingenieur befuhr das Bergwerk.مهندس از معدن بازدید/بازرسی کرد.
- Regelmäßig müssen die Stollen befahren werden.تونلها باید بهطور منظم بازرسی شوند.