فعل
دشمنی کردن، درگیر جنگ بودن
معانی و تعاریف befehden:
- با کسی دشمنی کردن، با هم خصومت ورزیدن یا جنگیدن.
جملات نمونه برای befehden:
Die Clans ''befehden'' sich schon seit Generationen.
این طایفهها نسلهاست که با هم دشمنی میکنند.
„Wir ''befehden'' uns ja noch immer unversöhnlich deswegen.“
«ما هنوز هم به طور آشتیناپذیری به خاطر آن با هم دشمنی میکنیم.»
Die beiden Familien befehdeten sich seit Generationen.
این دو خانواده برای نسلها با هم دشمنی میکردند.