فعل
محکم کردن، نصب کردن، چسباندن
معانی و تعاریف befestigen:
- محکم کردن، ثابت کردن، چسباندن یا وصل کردن چیزی به چیزی دیگر
- استحکام بخشیدن، تقویت کردن (مانند یک موقعیت یا سازه)
جملات نمونه برای befestigen:
Ich ''befestige'' jetzt das Bild an der Wand.
من الان تابلو را به دیوار محکم میکنم (نصب میکنم).
„Maria wollte an jener Messingstange über dem Ladentisch, an der Würste und Speck hingen, einige Papierschlangen, auch zwei Clownsmasken und Knollennasen ''befestigen.''“
«ماریا میخواست روی آن میله برنجی بالای پیشخوان... چند نوار کاغذی و دو ماسک دلقک آویزان کند.»
Bitte befestigen Sie den Spiegel an der Wand.
لطفاً آینه را به دیوار محکم کنید.