anbefehlen
سپردن، توصیه کردن، دستور دادن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
کسی را به مراقبت یا حمایت دیگری سپردن؛ یا چیزی را به کسی اکیداً توصیه کردن.
- Er befahl seinen Sohn seiner Schwester zur Pflege an.او پسرش را برای نگهداری به خواهرش سپرد.
- Ich empfehle Ihnen dieses Buch sehr.من این کتاب را به شما به شدت توصیه میکنم.
2
Dativ + zu + Infinitiv / Akkusativ
دستور دادن به کسی برای انجام کاری.
- Der General befahl den Soldaten, die Stellung zu halten.فرمانده به سربازان دستور داد که موضع را حفظ کنند.
- Sie befahl ihm, sofort zu gehen.او به او دستور داد که فوراً برود.