فعل
قرار داشتن، واقع بودن، حضور داشتن
معانی و تعاریف befinden:
- (sich befinden) قرار داشتن، بودن (در مکانی یا حالتی)
- (transitiv) یافتن، تشخیص دادن (چیزی را) (رسمی، حقوقی)
جملات نمونه برای befinden:
„Die Erlaubnis für Außenlandungen von Motorseglern und Segelflugzeugen, die sich auf einem Überlandflug ''befinden'', gilt als erteilt.“
«مجوز فرود خارجی برای هواپیماهای موتوری و گلایدرهایی که در پرواز بینشهری هستند، صادر شده تلقی میشود.»
Das Rathaus befindet sich im Zentrum der Stadt.
شهرداری در مرکز شهر قرار دارد.
Er befindet sich in einer schwierigen Lage.
او در وضعیت دشواری قرار دارد.