befingen Aussprache:/bəˈfɪŋən/Wortzerlegung:be·fin·gen Konjugierte Form دست زدند، لمس کردند معانی و تعاریف befingen:درگیر بودن یا دخیل بودن در یک موقعیت، عمل یا وضعیت، به ویژه اگر ناخوشایند، غیرقانونی یا غیراخلاقی باشد. جملات نمونه برای befingen:Die Untersuchung ergab, dass mehrere Beamte in den Korruptionsskandal befangen waren.تحقیقات نشان داد که چندین مقام درگیر رسوایی فساد بودهاند.Er war tief in die Machenschaften des Unternehmens verwickelt und somit befangen.او عمیقاً درگیر دسیسههای شرکت بود و بنابراین دخیل محسوب میشد.