فعل
با انگشتان لمس کردن، ور رفتن با (اغلب به شکلی کنجکاوانه یا جسورانه)
معانی و تعاریف befingern:
- چیزی را با انگشتان زیاد یا بیاحتیاطی لمس کردن، اغلب به گونهای که ممکن است آسیب برساند یا کثیف کند.
جملات نمونه برای befingern:
Und wenn ich sage ''befingert,'' meine ich dass wir tatsächlich einen verwertbaren Teilabdruck am Glas gefunden haben.
و وقتی میگویم «لمس کرد»، منظورم این است که ما واقعاً یک اثر انگشت قابل استفاده روی لیوان پیدا کردیم.
Bitte befingern Sie die Ausstellungsstücke nicht.
لطفاً به اشیاء نمایشگاهی دست نزنید.
Das Kind befingerte neugierig das neue Spielzeug.
کودک با کنجکاوی اسباببازی جدید را با انگشتانش لمس میکرد.