فعل
ماهیگیری کردن (در منطقهای)، صید کردن
معانی و تعاریف befischen:
- در یک آبگیر، رودخانه یا منطقه آبی ماهیگیری کردن، ماهی صید کردن از آن.
جملات نمونه برای befischen:
„Intensiv ''befischt'' werden einige Meeresgebiete, insbesondere auf der nördlichen Halbkugel der Erde, die in größter Nähe zu dichtbevölkerten Verbrauchsgebieten liegen.“
برخی از مناطق دریایی، به ویژه در نیمکره شمالی زمین که در نزدیکی مناطق مصرف پرجمعیت قرار دارند، به شدت ماهیگیری میشوند.
Der Angler befischt den See schon seit vielen Jahren.
ماهیگیر سالهاست که در این دریاچه ماهیگیری میکند.
Es ist verboten, diesen Fluss ohne Lizenz zu befischen.
ماهیگیری در این رودخانه بدون مجوز ممنوع است.