beflaggen
پرچم زدن، تزئین کردن با پرچم
Beispiele
- Zum Geburtstag der Königin sind sämtliche öffentliche und viele Privathäuser ''beflaggt.به مناسبت تولد ملکه، تمام خانههای عمومی و بسیاری از خانههای خصوصی پرچم زده شدهاند.
- Gehören Sie auch zu denen, die während der Fußball WM oder EM ihr Auto ''beflaggen?آیا شما هم جزو کسانی هستید که در طول جام جهانی یا جام ملتهای فوتبال ماشین خود را پرچم میزنند؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
با پرچم تزئین کردن، پرچم زدن به چیزی (مثلاً یک ساختمان یا کشتی).
- Zum Nationalfeiertag werden alle öffentlichen Gebäude beflaggt.در روز ملی، تمام ساختمانهای عمومی پرچمآرایی میشوند.
- Das Schiff war festlich beflaggt, als es in den Hafen einlief.کشتی هنگام ورود به بندر به طور جشنگونهای پرچمآرایی شده بود.