befleissen

Aussprache: /bəˈflaɪ̯sn̩/
Wortzerlegung: be·fleis·sen
Wort

کوشیدن، همت گماشتن (قدیمی)

Bedeutungen

1 sich + Genitiv

خود را وقف چیزی کردن، در چیزی کوشیدن، تلاش کردن (بسیار رسمی یا کهن، عمدتاً به صورت انعکاسی sich befleißigen استفاده می‌شود).

  • Er befleißigt sich des Studiums der alten Sprachen.او خود را وقف مطالعه زبان‌های باستانی کرده است.
  • Sie befleißigte sich großer Sorgfalt bei ihrer Arbeit.او در کارش نهایت دقت را به کار برد.