befleissen
کوشیدن، همت گماشتن (قدیمی)
Bedeutungen
1
sich + Genitiv
خود را وقف چیزی کردن، در چیزی کوشیدن، تلاش کردن (بسیار رسمی یا کهن، عمدتاً به صورت انعکاسی sich befleißigen استفاده میشود).
- Er befleißigt sich des Studiums der alten Sprachen.او خود را وقف مطالعه زبانهای باستانی کرده است.
- Sie befleißigte sich großer Sorgfalt bei ihrer Arbeit.او در کارش نهایت دقت را به کار برد.