فعل
اطاعت کردن، اجرا کردن (دستور یا توصیه)
معانی و تعاریف befolgen:
- پیروی کردن، اطاعت کردن، رعایت کردن (قوانین، دستورالعملها، توصیهها)
جملات نمونه برای befolgen:
Sie ''befolgte'' den Befehl der Vorgesetzten sofort.
او بلافاصله از دستور مافوق اطاعت کرد.
''Befolgen'' Sie bitte den Anweisungen, um das gewünschte Ziel zu erreichen.
لطفاً برای رسیدن به هدف مورد نظر، توصیهها را اجرا کنید.
Sie müssen die Anweisungen genau befolgen.
شما باید دستورالعملها را دقیقاً رعایت کنید.