befrachten
بارگیری کردن (کشتی، هواپیما)، بار کردن (مسئولیت، وظیفه)
Beispiele
- Tatsächlich werden die meisten deutschen Schiffe von Reedereien aus der ganzen Welt ''befrachtet.در واقع، بیشتر کشتیهای آلمانی توسط شرکتهای کشتیرانی از سراسر جهان بارگیری میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کالا یا محمولهای را در یک وسیله نقلیه (کشتی، هواپیما، کامیون) بارگیری کردن یا حمل کردن.
- Das Schiff wurde mit Containern befrachtet.کشتی با کانتینرها بارگیری شد.
- Die Spedition befrachtet täglich mehrere Lastwagen.شرکت حمل و نقل هر روز چندین کامیون را بار میزند.
2
Akkusativ (mit + Dativ)
(مجازی) کسی یا چیزی را با مقدار زیادی اطلاعات، وظایف یا مسئولیتها پر کردن یا سنگین کردن.
- Er befrachtete seinen Vortrag mit zu vielen Details.او سخنرانی خود را با جزئیات بیش از حد سنگین کرد.
- Die Studenten wurden mit einer Fülle von Informationen befrachtet.دانشجویان با انبوهی از اطلاعات پر شدند.