befrachten

Aussprache: /bəˈfraxtn̩/
Worttrennung: be·frach·ten
فعل

بارگیری کردن، بار کردن (مسئولیت)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas befrachten)

بارگیری کردن یا حمل کردن کالا یا محموله در یک وسیله نقلیه مانند کشتی، هواپیما یا کامیون.

  • Das Schiff wird mit Containern befrachtet.کشتی در حال بارگیری کانتینرها است.
  • Wir müssen das Flugzeug vor dem Abflug befrachten.ما باید هواپیما را قبل از پرواز بارگیری کنیم.
2 Akkusativ (mit + Dativ)

به صورت مجازی، کسی یا چیزی را با حجم زیادی از اطلاعات، وظایف یا مسئولیت‌ها پر کردن یا سنگین کردن.

  • Der Vortrag war mit zu vielen Details befrachtet.سخنرانی با جزئیات بسیار زیادی بارگذاری شده بود.
  • Sie fühlte sich mit den neuen Aufgaben befrachtet.او احساس می‌کرد با وظایف جدید سنگین شده است.