befragen
مورد پرسش قرار دادن، نظرسنجی کردن، بازجویی کردن، مشورت کردن
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ) + zu/nach + Dativ / über + Akkusativ
کسی را درباره موضوعی مورد پرسش، آمارگیری یا نظرسنجی قرار دادن
- Die Polizei befragte den Zeugen ausführlich zum Ablauf des Unfalls.پلیس شاهد را به طور مفصل درباره روند تصادف مورد پرسش قرار داد.
- Für diese Studie wurden über tausend Bürger befragt.برای این پژوهش از بیش از هزار شهروند نظرسنجی شد.
2
jemanden (Akkusativ) befragen
از متخصص یا مرجعی نظر و مشورت خواستن (مانند پزشک یا وکیل)
- Vor der Unterzeichnung des Vertrags sollten Sie einen Anwalt befragen.پیش از امضای قرارداد باید با یک وکیل مشورت کنید (نظر او را جویا شوید).
- Bei anhaltenden Schmerzen sollte man einen Arzt befragen.در صورت تداوم درد، باید نظر یک پزشک را جویا شد.