befunden
معاینه کردن، نتایج پزشکی/کارشناسی را ثبت و ارزیابی کردن
Bedeutungen
1
etwas/jemanden (Akkusativ) befinden / als + Adjektiv befundet werden
بررسی و معاینه تخصصی (پزشکی یا کارشناسی) و ثبت رسمی یافتهها و تشخیصها
- Der Arzt befundet den Patienten gründlich.پزشک بیمار را به دقت معاینه و وضعیتش را ارزیابی میکند.
- Die Pathologen befundeten das Gewebe als bösartig.پاتولوژیستها بافت را بدخیم تشخیص دادند.