beginnen
شروع کردن، آغاز شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas beginnen) / mit + Dativ (mit etwas beginnen) / Infinitiv mit zu (etwas beginnen zu tun)
کاری، پروژهای، رویدادی یا فعالیتی جدید را آغاز کردن.
- Wir beginnen das Projekt nächste Woche.ما پروژه را هفته آینده شروع میکنیم.
- Der Film beginnt mit einer spannenden Szene.فیلم با یک صحنه هیجانانگیز آغاز میشود.
- Sie begann zu weinen, als sie die Nachricht hörte.او با شنیدن خبر شروع به گریه کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
آغاز شدن یا شروع به وقوع کردن یک رویداد، زمان یا فرآیند (بدون فاعل مشخص).
- Der Unterricht beginnt um 8 Uhr.کلاس درس ساعت ۸ شروع میشود.
- Die Blütezeit der Kirschbäume beginnt im Frühling.فصل شکوفه دادن درختان گیلاس در بهار آغاز میشود.