begönnern
حمایت تحقیرآمیز کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با کسی به شکل حامیمآبانه اما از بالا به پایین و تحقیرآمیز رفتار کردن
- Er hasste es, von seinem Chef begönnert zu werden.او از اینکه رئیسش با او حامیمآبانه و متکبرانه رفتار میکرد متنفر بود.
- Sie begönnerte ihre jüngere Schwester vor allen Leuten.او جلوی همه با خواهر کوچکترش تحقیرآمیز رفتار کرد.