begöschen
آرام کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با صحبت ملایم و مهربانی کسی را آرام کردن و دلجویی دادن
- Die Mutter begöschte das weinende Kind.مادر کودک گریان را با مهربانی آرام کرد.
- Er versuchte, den wütenden Kunden zu begöschen.او سعی کرد مشتری عصبانی را آرام کند.