begießen

Aussprache: /bəˈɡiːsn̩/
Worttrennung: be·gie·ßen
فعل

آب دادن، جشن گرفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

ریختن آب یا مایعات دیگر روی چیزی (مثل گل و گیاه)

  • Hast du die Blumen schon begossen?آیا به گل‌ها آب داده‌ای؟
  • Der Braten muss regelmäßig mit Soße begossen werden.گوشت کباب‌شده باید مرتباً با سس آغشته شود (سس رویش ریخته شود).
2 Akkusativ

یک موفقیت یا اتفاق خوب را با نوشیدن الکل جشن گرفتن (اصطلاح عامیانه)

  • Wir müssen das bestandene Examen ordentlich begießen.ما باید قبولی در امتحان را حسابی با نوشیدنی جشن بگیریم.
  • Diesen Erfolg haben wir gestern Abend begossen.ما دیشب این موفقیت را جشن گرفتیم.