begünstigen
مساعدت کردن، به نفع بودن، ترجیح دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas / jemanden begünstigen)
شرایط را برای چیزی یا کسی مهیا کردن، تسهیل کردن یا مساعدت کردن.
- Das gute Wetter begünstigte den Erfolg des Festivals.هوای خوب موفقیت جشنواره را مساعدت کرد.
- Die neue Regelung begünstigt kleine Unternehmen.قانون جدید به نفع شرکتهای کوچک است.
2
Akkusativ (jemanden / etwas begünstigen)
تبعیض مثبت قائل شدن و کسی یا چیزی را بر دیگران ترجیح دادن.
- Man warf ihm vor, seine eigenen Kinder zu begünstigen.آنها او را متهم کردند که فرزندان خود را ترجیح میدهد.
- Das System begünstigt die Reichen.این سیستم به نفع ثروتمندان است.