begünstigen

Aussprache: /bəˈɡʏnstɪɡn̩/
Worttrennung: be·güns·ti·gen
فعل

مساعدت کردن، به نفع بودن

Bedeutungen

1 Akkusativ

شرایط را برای چیزی مهیا کردن یا تسهیل کردن

  • Das warme Wetter begünstigt das Wachstum der Pflanzen.هوای گرم رشد گیاهان را تسهیل می‌کند.
  • Dunkelheit begünstigt Verbrechen.تاریکی زمینه را برای جرم مساعد می‌کند.
2 Akkusativ

تبعیض مثبت قائل شدن و کسی را بر دیگران ترجیح دادن

  • Der Schiedsrichter hat die Heimmannschaft offensichtlich begünstigt.داور آشکارا به نفع تیم میزبان سوت زد (مساعدت کرد).
  • Bei der Vergabe der Aufträge wurde niemand begünstigt.در واگذاری قراردادها به هیچ‌کس امتیاز ویژه‌ای داده نشد.