begütigen
آرام کردن، تسکین دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
فرو نشاندن خشم کسی و آرام کردن او با کلمات ملایم
- Er sprach mit sanfter Stimme, um sie zu begütigen.او با صدایی ملایم صحبت کرد تا وی را آرام کند.
- Der Lehrer versuchte, die streitenden Schüler zu begütigen.معلم سعی کرد دانشآموزانی را که دعوا میکردند آرام کند.