begütigen

Aussprache: /bəˈɡyːtɪɡn̩/
Worttrennung: be·gü·ti·gen
فعل

آرام کردن، تسکین دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

فرو نشاندن خشم کسی و آرام کردن او با کلمات ملایم

  • Er sprach mit sanfter Stimme, um sie zu begütigen.او با صدایی ملایم صحبت کرد تا وی را آرام کند.
  • Der Lehrer versuchte, die streitenden Schüler zu begütigen.معلم سعی کرد دانش‌آموزانی را که دعوا می‌کردند آرام کند.