begütigen

Aussprache: /bəˈɡyːtɪɡn̩/
Worttrennung: be·gü·ti·gen
فعل

آرام کردن، تسکین دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas begütigen)

فرو نشاندن خشم کسی و آرام کردن او با کلمات ملایم، دلجویی کردن.

  • Die Mutter versuchte, ihr weinendes Kind zu begütigen.مادر سعی کرد کودک گریانش را آرام کند.
  • Er sprach beruhigende Worte, um sie zu begütigen.او کلمات آرامش‌بخشی گفت تا او را تسکین دهد.