begaffen

Aussprache: /bəˈɡafn̩/
Wortzerlegung: be·gaf·fen
فعل

با فضولی خیره شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

با حالتی احمقانه و کنجکاوانه به کسی یا چیزی زل زدن

  • Die Touristen begafften die Einheimischen.توریست‌ها با فضولی به افراد بومی خیره شده بودند.
  • Ich hasse es, wenn Leute den Unfallort begaffen.من از اینکه مردم به صحنه تصادف خیره می‌شوند متنفرم.