begaffen
با فضولی خیره شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با حالتی احمقانه و کنجکاوانه به کسی یا چیزی زل زدن
- Die Touristen begafften die Einheimischen.توریستها با فضولی به افراد بومی خیره شده بودند.
- Ich hasse es, wenn Leute den Unfallort begaffen.من از اینکه مردم به صحنه تصادف خیره میشوند متنفرم.