beginnen
شروع کردن، آغاز شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ / mit + Dativ / Infinitiv mit zu
کاری، پروژهای یا فعالیت جدیدی را آغاز کردن
- Wir beginnen das Meeting pünktlich um 9 Uhr.ما جلسه را رأس ساعت ۹ شروع میکنیم.
- Sie hat vor kurzem mit dem Studium begonnen.او به تازگی تحصیلات دانشگاهیاش را شروع کرده است.
2
(ohne Objekt)
آغاز شدن یا شروع به حرکت/وقوع کردن یک رویداد یا زمان
- Der Film beginnt in zehn Minuten.فیلم ۱۰ دقیقه دیگر شروع میشود.
- Das Konzert hat mit einer Stunde Verspätung begonnen.کنسرت با یک ساعت تأخیر آغاز شد.