wiederbegegnen
دوباره برخورد کردن، مجدداً ملاقات کردن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
مجدداً کسی یا چیزی را ملاقات کردن یا اتفاقی دیدن.
- Ich hoffe, dir bald wieder zu begegnen.امیدوارم به زودی دوباره با تو برخورد کنم.
- Nach vielen Jahren begegnete er seinem alten Schulfreund wieder.پس از سالها، او دوباره با دوست قدیمی مدرسهاش روبرو شد.