فعل
مرتکب شدن، روی چیزی راه رفتن، جشن گرفتن
معانی و تعاریف begehen:
- انجام دادن یا مرتکب شدن یک عمل منفی، اشتباه، یا جرم
- در یک مسیر، خیابان یا جاده قدم زدن و عبور کردن (اغلب برای اولین بار یا به قصد بازرسی)
- جشن گرفتن یا گرامی داشتن یک روز، سالگرد یا مناسبت خاص
جملات نمونه برای begehen:
Er hat einen schweren Fehler begangen.
او مرتکب یک اشتباه فاحش شد.
Sie wurde beschuldigt, einen Mord begangen zu haben.
او متهم شد که مرتکب قتل شده است.
Der Mann hat Selbstmord begangen.
آن مرد خودکشی کرد.